مرضيه محمدزاده

1598

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

سيد عبد اللّه حسينى سيد عبد اللّه حسينى در سال 1343 ه . ش در مشهد به دنيا آمد . از سال 1356 شمسى در حوزه‌ى علميه‌ى مشهد در مدرسه‌ى مرحوم آية اللّه ميلانى مشغول تحصيل شد . در سن پانزده سالگى اصول دين را به نظم درآورد و اين علاقه‌مندى را با به نظم در آوردن مسايل منطقى ادامه داد . در سال 1363 تحصيلات خود را در دانشگاه علوم اسلامى رضوى ادامه داد و كفايتين را به پايان رساند . وى اولين شعر جدى خود را در يكى از روستاهاى خراسان سرود و با شركت در اولين همايش سراسرى شعر دانشجويان كه طلاب نيز در آن شركت داشتند به جمع شاعران انقلاب پيوست . حسينى براى چندين سال متمادى به عنوان مدير مركز اسلامى آفريقاى جنوبى به تبليغ و تدريس در خارج از كشور اشتغال داشت و در حال حاضر دانشجوى دوره‌ى دكتراى علوم سياسى دانشگاه ويتز در ژوهانسبورگ ( آفريقاى جنوبى ) مىباشد . وى در گردآورى برخى از مجموعه‌هاى شعر همكارى و تلاش داشته و به ترجمه نمونه‌هايى از شعر آفريقا همت گماشته است . شعرهاى حسينى بيشتر در قالب غزل ، مثنوى و رباعى است كه در حال و هواى انقلاب ، دفاع مقدس ، شهدا و ساير ارزش‌هاى انقلاب سروده شده است . حسينى قبل از سفر به خارج از كشور با سازمان تبليغات اسلامى مشهد كه به تشكيل گروه شعر انجاميد همكارى داشت « 1 » . - * - فصل بهار گريه : فصل بهار گريه و فصل محرّم است * فصل حسين ، فصل عزا ، فصل ماتم است اينك دل شكسته و اندوهبار من * دل نيست ، آشيانه‌ى اندوه عالم است اى آبروى مكتب اسلام ، اى حسين * بعد از تو آسمان و زمين هاله‌ى غم است در سوز سوزناك تو اى پاكتر ز آب * دريا اگر گريه كنم ، باز هم كم است آن ماجراى سرخ كه تو آفريده‌اى * زيباترين حماسه‌ى تاريخ آدم است زخمى كه لب گشود چو گل روى سينه‌ات * زيباتر از تمامى گلهاى عالم است بر زخم‌هاى تازه‌ى ما در نبرد عشق * آن دست‌هاى مرحمت‌آميز مرهم است چشم انتظار لحظه‌ى سرخ شهادتم * بىتو بهشت نيز برايم جهنّم است بايد قدم گذاشت به بام بلند عرش * اكنون كه نردبان شهادت فراهم است جانا دمِ سپردن جان بر سرم بيا * جانم به پيشواز تو قربان مقدم است « 2 » * * * داشت وجدان ذو الجناح : جوشنى از زخم بر تن ، اشك افشان ، ذو الجناح * مثل خورشيدى ، دميد از شرق ميدان ، ذو الجناح

--> ( 1 ) - حماسه‌هاى هميشه ؛ جلد 1 ، ص 391 . ( 2 ) - اشك خون ؛ ص 238 .